تبليغاتX
زیست شناسی

 

حلقه های سالانه نه تنها سن درخت را نشان می دهند ( چون هر سال تنها یک حلقه رشد می کند ) بلکه آنها می توانند شرایط محیطی و اقلیمی را که گیاه در طول زندگی خود گذرانیده است به ما بازگو نمایند .  به عنوان مثال اگر در یک سال بارندگی بیشتر از حد معمول باشد حلقه سالانه آن سال از حد طبیعی وسیعتر است . گاهی کرمهای ساقه خوار یا ملخها که مدت کوتاهی پس از پیدایش برگها باعث از بین رفتن آنها می شوند چون در این شرایط رشد خیلی کمی صورت می گیرد در نتیجه دو حلقه سالانه خیلی نزدیک به هم قرار خواهند گرفت .

     اگر آتش سوزی رخ دهد ولی باعث ازبین رفتن درخت نشود احتمال دارد اثر سوختگی به صورت شکافهایی در مجاور یک حلقه ظاهر شود . بدین طریق ممکن است بتوان زمان وقوع آتش سوزی را تعیین نمود . آخرین رشد فصلی مستقیماً  مجاور کامبیوم آوندی قرار دارد ، فقط کافی است حلقه های بعد از آن شمارش شده و بدین صورت پی به سال آتش سوزی برد .

 برای تعیین سن درخت ، نیاز به بریدن آن نیست . گیاه شناسان و جنگل بانان از دستگاههای سوراخ کننده ای برای این منظور استفاده می کنند . در این شیوه یک قطعه میله ای شکل از چوب درخت را عمود بر تنه آن برمی دارند . حلقه های سالانه سپس در این قطعه چوب شمارش می شود . سوراخ کوچک باقیمانده روی تنه درخت را پس از آن با مواد ضدعفونی کننده پرمی کنند تا از ورود میکروب به آن جلوگیری شده و به درخت آسیبی وارد نشود . 

 منبع:مبانی بيولوژي گياهي  دكتر كيان مهر

نوشته شده توسط  در ساعت 10:3 | لینک 

بكر زايي(parthenogenesis)

 بکرزایی نوعی تولید مثل غیر جنسی است که در آن از تخمك لقاح نیافته یک فرد کامل به وجود می آید. این پدیده در تعداد زیادی از بی مهرگان و مهره داران شامل گونه هایی نظیر نماتودها، شکم پایان  (Gastropods)، سخت پوستان (Crustaceans) ، حشرات به خصوص زنبور عسل و زنبور وحشی  (Wasps) ، ماهی ها، دوزیستان و خزندگان دیده می شود. برخي گونه ها به ندرت و در شرایط خاصی اقدام به بکرزایی می کنند  ومعمولا  بکرزایی و تولید مثل جنسی به طور متناوب انجام می شود یعنی چندین نسل از طریق بکرزایی تولید مثل کرده و در برخي شرایط  دوباره از طریق جنسی، تولید مثل صورت می گیرد. درحقيقت بكر زايي در برخي گونه ها به عنوان نوعی سازگاري برای بقا در شرایط فشارهای محیطی و كاهش شديد تعداد افراد جمعيت رخ مي دهد.

 انواع بکرزایی:

بکرزایی نادر (Exceptional) : در این جانداران به طور معمول تخمك های لقاح نیافته از بین می روند و تنها به صورت تصادفی یا استثنایی در تخمكی بکرزایی انجام می شود.

بکرزایی منظم (Regular) : در برخي گونه ها تخمك های لقاح نیافته بطور معمول از طریق بکرزایی نسل بعد را به وجود می آورند که به این نوع بکرزایی، فیزیولوژیک یا نرمال هم گفته می شود.

بکرزایی اختیاری (Facultative) : تخمك ها چه بارور شوند یا نشوند توانایی ایجاد فرد جدید را دارند اما در اثر بکرزایی فقط یک جنس به وجود می آید (Thelytoky). در چندین گونه از حشرات بکرزایی از نوع اختیاری می باشد و تخمك های بارور نشده تنها یک جنس را به وجود می آورند و جنس دیگر از تخم های لقاح یافته به وجود می آید. به عنوان مثال در زنبور عسل (Apis mellifica) همیشه جنس نر از طریق بکرزایی و جنس ماده از طریق جنسی به وجود می آید و تنها بر اساس میزان تغذیه، لارو به ملکه (بالغ از نظر جنسی) و کارگر (نابالغ از نظر جنسی) تبدیل می گردد. اگر ذخیره اسپرمی ملکه (اسپرماتوفرها) فرسوده باشد و یا اینکه ملکه جفت گیری انجام نداده باشد در آن صورت ملکه قادر به گذاشتن تخمك بارور نخواهد بود و تمامی فرزندان در جمعیت نر خواهد بود و یا در صورت نبود ملکه در آن جمعیت، ماده های کارگرها اقدام به تخم گذاری خواهند کرد و باز جمعیت نر خواهد بود. موقعیت مشابهی در حشره ساس سپری (Shield bug) دیده می شود و از تخمك های لقاح نیافته ماده ها(thelytoky)   به وجود می آیند و در شپشک- شته تخم های لقاح نیافته هم به جنس نر و هم به جنس ماده می توانند تبدیل شوند (amphitoky or deutrotoky).

بکرزایی چرخه ای یا هتروژنی(cyclic or heterogeny): شكلي از زندگی می باشد که در آن بکرزایی و تولید مثل جنسی به تناوب صورت می گیرد. در کرم های روتیفر و کک آبی (water fleas) تخمك ها در صورت بارور شدن در طی زمستان به صورت غیر فعال باقی می مانند چنین تخمك هایی زرده بیشتر و اندازه بزرگتری نسبت به سایر تخمك ها و رشد و نمو آهسته تری دارند در مقابل تخمك هایی که در تابستان به تعداد زیاد  تشکیل می شوند اندازه کوچک و رشد نمو سریع تری داشته و از طریق بکرزایی نسل بعد را به وجود می آورند.

بکرزایی را میتوان بر اساس تعداد کروموزمهای سلول هاي حاصل نیز تقسیم کرد. در بکرزایی هاپلوئیدی (Haploid Parthenogenesis)، زاده ها از تخمك های هاپلوئیدی به وجود می آیند نظیر زنبورهای نر که هاپلوئید می باشند اما کارگران و ملکه دیپلوئید می باشند. بکرزایی هاپلوئید همچنین در تعدادی از گیاهان گلدار نظیر سيب خاردار، تنباکو، برنج، ذرت و گندم دیده می شود.

بکرزایی دیپلوئیدی(Diploid Parthenogenesis) به چندین روش به وجود می آید. اول اینکه ممکن است هسته تخمک های هاپلوئیدی با همدیگر یا با هسته جسم قطبی ثانویه می توانند ترکیب شوند و یا در صورت عدم انجام کامل میوز، تخمک های دیپلوئید به وجود آیند. بکرزایی دیپلوئیدی بسیار معمولتر از نوع هاپلوئیدی می باشد که در حشراتی نظیر gall wasp و کرمهای حلقوی و كرم كبد گوسفند و در گیاهان گلدار نظیر گل قاصدک دیده می شود.

بکرزایی به غیر از نوع طبیعی به طریق مصنوعی نیز قابل انجام است این عمل در اکثر شاخه های جانوری نظیر دوزیستان و پستانداران قابل انجام می باشد. در روش مصنوعی به روش میتوان تخمک ها را وادار به تقسیم و رشد ونمو نمود.  قرار دادن تخمک ها در محیط هایی با محلولهای نمكي هیپوتونیک و یا هیپرتونیک ، اسیدهای رقیق، مواد قليايي، سموم، مواد مخدر و یا با روش های فیزیکی نظیر تغییرات دمایی، تشعشع، شوک الکتریکی، اشعه ماورای بنفش و یا وارد کردن سوزن می توان انجام داد.

 

Gynogenesis: در این روش اسپرم وارد تخمک شده ولی بدون ترکیب پرونوکلئوس ها ، اسپرم دژنره شده و تخمک شروع به تکوین می نماید. این عمل را می توان به صورت تجربی در توتیای دریایی یا تخم های دوزیستان با ورود اسپرم به درون تخمك و از بین بردن هسته ي اسپرم از طریق تشعشع انجام داد و یا می توان با وارد کردن اسپرم سایر گونه ها به تخمک اما بدون ترکیب هسته ها نیز انجام داد.

Androgenesis: یا بکرزایی جنس نر که در آن زاده ها از طریق گامت های نر به وجود می آیند. آندروژنز مصنوعی در اسپرم توتیا، پستانداران و دوزیستان دیده می شود. این عمل را مي توان با نفوذ اسپرم به درون تخمک بدون هسته انجام داد. آندروژنز مصنوعی در اسپرم موش از طریق ورود اسپرم به تخمک و سپس حذف هسته تخمک از طریق مکش ، امکان پذیر شده است.

بکرزایی در زنبور عسل

 معروف ترین جامعه از میان چهار نوع حشره ی " اجتماعی " _ موریانه ها ، مورچه ها ، زنبور های عسل و زنبور های بزرگ – به زنبور عسل تعلق دارد . جمعیتی از این زنبور ها شامل سه طبقه اجتماعی با ساختمان بدنی کاملا مشخص است که عبارتند از یک ملکه ، ده ها یا صد ها زنبور نر و حدود 20 تا 80 هزار زنبور کارگر .

ملکه و نرهای بدون نیش بارورند و عمل اصلی آنها تولید مثل کردن است . کارگر ها که جثه ای کوچکتر دارند ، همگی ماده های عقیمند . کارگر ها لانه یا کندو را می سازند ، از کلونی در برابر زنبور های غریبه و دشمنان محافظت می کنند ، غذا جمع می آورند ، به ملکه و نر ها غذا می دهند و از نوزادان پرستاری می کنند .

هنگامی که جمعیت درون یک کندو.زیاد از حد شود ملکه ،چند زنبور نر و چندین هزار کارگر از کلونی جدا می شوند . این زنبور های مهاجر به طور موقت بر روی درخت یا جایگاه مناسب  دیگری ساکن می شوند تاکندویی تازه یافت شود. درکندوی قبلی هم کارگرها ی باقیمانده به پرورش چند تخم ملکه درجایگاه های بزرگ و ویژه می پردازند . ازاین تخم ها،ملکه ای تازه پدید خواهد آمد . نخستین ملکه ای که از جایگاه خود خارج شود ،فورا" به جستجوی جایگاههای سایر ملکه ها می پردازد و بانیش زدن آنها را از پا درمی آورد . اگر اتفاقا" دو ملکه همزمان از جایگاه درآیند ،فورا" نبردی مرگ بار را آغاز می کنند ،تا آنکه فقط یکی از آنها باقی بماند . ملکه جوان و بی رقیب به زودی با یکی از نرها درمی آمیزد . ملکه درحین پرواز زفاف به هوامی رود و درآنجا میلیونها اسپرم دریافت می دارد . این اسپرمها درکیسه های واقع در  درون شکم ذخیره می شوند . اسپرمهای دریافت شده از همین یک بار جفتگیری تاآخر دوره تخم گذاری ملکه ، باقی می مانند . درمیان تخم هایی که یکی یکی درجایگاه نهاده می شوند ،حتی دربدن ملکه ی جوان هم بعضی بارور نمی شوند . درملکه پیری که ذخیره اسپرم های خود را به پایان رسانده ،هیچکدام از تخم ها بارور نمی شوند  و تخم های بارور نشده ،زنبورهای نررا می سازند . چنین رشد محروم از پدری راکه معمولا" درمیان حشرات اجتماعی فراوان است بکرزایی طبیعی گویند . تخم های بارور شده مبدل به ملکه ،یا زنبور های کارگر می شوند و این مسئله به نوع غذایی بستگی دارد که کارگرها به نوزاد تازه تشکیل شده می دهند . نوزادانی که باید مبدل به زنبور کارگر شوند،غذایی "معمولی "از دانه گرده گیاهان و عسل می خورند اما ملکه ها زمانی تشکیل می شوند که نوزادان باژله سلطنتی تغذیه شوند این غذا شامل دانه گرده ، عسل ، و مقدار نسبتا"زیادی ویتامین به ویژه اسید پانتوتنیک است . اما تا زمانی که ملکه اصلی سالم و باروری درکندو حضور داشته باشد ،ملکه های جدیدی پرورده نخواهند شد .  اگر سرعت تخم گذاری ملکه از سرعت ساختن جایگاهها زیادتر باشد ،غذایی کمتر دریافت خواهد داشت . دراین صورت از سرعت تولید تخم کاسته می شود . برعکس ، اگر سرعت تخم گذاری اش کم باشد ، مراقبان، غذایی بیشتر دراختیارش می گذارند .

سایر حشرات نیز مشابه همین رفتار تولید مثلی را دارند . فعالیت تولید مثلی معمولا" محدود به یک ماده است ، بنابر این تمام افرادجامعه را فرزندان همان یک حشره باید شمرد . درچنین مواردی ،تمام تشکیلات اجتماعی متکی بر ژنهای این حشره ماده است و ژنهای آن به تنهایی تداوم نسل را برقرار می دارند . چنین دودمان یک ماده ای نتایج اجتماعی مهمی دارد . رقابت بر سر جفت اصولا" در جوامع بسیار پیچیده حشرات وجود ندارد و بدین ترتیب از برخورد ها کاسته می شود و نظم اجتماعی برقرار می ماند . یک زنبور کار گر درطول 6هفته ای که زنده است درمواقع مختلف وظایف گوناگونی را در بر عهده می گیرد . زنبور های جوان ،ابتدا باید کندو داری کنند و پروازهایی که به منظور جمع آوری غذا صورت می گیرد برعهده کارگرهای مسن تر است . زنبوری که به جستجوی غذا می رود ، دانه گرده سر شار از پروتئین و شهد گل را که محلولی رقیق و شیرین است گرد می آورد . دانه های گرده درون سبد های گرده واقع برروی پاهای عقبی حمل می شوند ،اما شهد گل را زنبور وارد چینه دان مخصوص خود می کند که جزئی از لوله گوارش حشره است و در درون آن ،بزاق تا حدی شیره مذکور را گوارش می دهد . هر زنبور درهنگام بازگشت به کندو ،ابتدا درمدخل آن مورد بازرسی قرار می گیرد ،سپس دانه های گرده همراه رادر یک جایگاه می نهد و شهد گل رابه درون جایگاه دیگر بر می گرداند . زنبور های دیگر دانه های گرده را محکم بسته بندی و تبدیل شهد گل به عسل را آغاز می کنند . این زنبورها در روی جایگاه های پر از شهد گل به سرعت بال می زنند تا  آب ان تبخیر شود . سپس در جایگاه پر از عسل را با موم می پوشانند. در زمستان که دانه گرده در دسترس نیست، عسل غذای اصلی زنبورها را تشکیل می دهد.

با نزدیک شدن فصل سرما ، همه ی زنبورهای نر از کندو اخراج می شوند . نرها فقط غذای محدود داخل کندو را مصرف می کنند و هیچ کاری برای جمعیت انجام نمی دهند. زنبورهای باقیمانده به صورت توده های فشرده ای به هم می آمیزند و در همین حال ، آن ها که در درون توده اند ، رو به بیرون می آیند و آن ها که در سطح جمعیت هستند خود را به درون می رسانند. بدین وسیله است که توده ی زنبورها حتی در دمای بسیار پایین هم در برابر منجمد شدن مقاومت می کنند.

منابع:

http://www.bookrags.com/research/parthenogenesis-wgo

رشد دانش زیست شناسی جلد دوم

نوشته شده توسط  در ساعت 9:49 | لینک  | 

بهشت و جهنم



   روزی يك مرد روحاني با خداوند مكالمه ای داشت: ... خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شكلی هستند؟؛ خداوند او را به سمت دو درب هدايت كرد و يكی از آنها را باز كرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يك ميز گرد بزرگ وجود داشت كه روی آن يك ظرف خورش بود، كه آنقدر بوی خوبی داشت كه دهانش آب افتاد، افرادی كه دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردنی و مريض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هايی با دسته بسيار بلند داشتند كه اين دسته ها به بالای بازوهايشان وصل شده بود و هر كدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را
 داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جايی كه اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.
   مرد روحانی با ديدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگين شد، خداوند گفت: ... تو جهنم را ديدی، حال نوبت بهشت است، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا درب را باز كرد، آنجا هم دقيقاً مثل اتاق قبلی بود، يك ميز گرد با يك ظرف خورش روی آن و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه كافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خنديدند، مرد روحانی گفت: ... خداوندا نمی فهمم؟! ...، خداوند پاسخ داد: ... ساده است، فقط احتياج به يك مهارت دارد، می بينی؟ اينها ياد گرفته اند كه به یكديگر غذا بدهند، در حالی كه آدم های طمع كار اتاق قبل
 تنها به خودشان فكر می كنند .....
نوشته شده توسط  در ساعت 9:42 | لینک  | 

 دکتر قهرمان پدر گیاه شناسی ایران در گذشت

 درگذشت پدر گیاه شناسی ایران (( دکتر احمد قهرمان)) بر جامعه زیست شناسی و به خصوص علوم گیاهی ایران تسلیت باد.

کدام زیست شناس ایرانی است که فلور جاویدان ایران او را ندیده است.

کدام گیاه شناس ایرانی  است که با کروموفیت های ایران خاطره ندارد.

چه بسیارند دانشجویانی که در دوره لیسانس  کتاب گیاه شناسی پایه او آنها را به علوم گیاهی علاقه مند کرده است.

همیشه تصویر او را در حالیکه در پشت میزکارش در هرباریوم با انگیزه در حال کار بود را در ذهن  خواهم داشت.

نمی توانم فراموش کنم با کهولت سن از همه جوانان زودتر در محل کار حاضر می شد. و ماشین بنز قدیمیش  هر روز قبل از ساعت ۸ صبح در کنار دیوار دانشکده علوم دانشگاه تهران علامت حضور سبزش در هرباریوم بود.

یک تسلیت ویژه هم به همه دانشجویان  و دانش آموختگان  علوم گیاهی دانشگاه تهران به ویژه کسانی که در محضر ایشان تلمذ نموده اند عرض می کنم. دریغ  و افسوسمان بیشتر بود اگر در همایش چهره های ماندگار دوره سوم انتخاب نشده بود. اما ای کاش باز هم بیشتر در سایه آن سرو بلند بالا و کهن می زیستیم.

یاد و خاطره اش گرامی

نوشته شده توسط  در ساعت 9:39 | لینک  | 

یک دانشمند ايراني اولين گوسفند جهان را با ارگانهاي نيمه انساني توليد كرد

يك دانشمندان ايراني توانست اولين گوسفند جهان را كه داراي ارگانهاي نيمه انساني است، توليد كند. به گزارش روز دوشنبه روزنامه "نيو استريتز تايمز" چاپ مالزي، اين گوسفند كه داراي ۱۵درصد سلولهاي انساني و ۸۵درصد سلولهاي حيواني است ، دورنماي پيوند اعضا از طريق حيوانات را يك قدم به واقعيت نزديك تر كرد.

بر اساس اين گزارش، پروفسور " حميد زنجاني" از دانشگاه "نوادا" براي تكميل اين روش كه شامل تزريق سلولهاي انساني بالغ به جنين گوسفند است، هفت سال زمان و حدود ۵ميليون پوند صرف كرد.

اين روش اميد به استفاده از پيوند خودي را از طريق يك پايه حيواني افزايش داده است.

بر اساس اين روش، در ابتدا سلولهاي بنيادي انساني از مغز استخوان فرد نيازمند به پيوند، استخراج خواهد شد. سپس اين سلولها به حفره شكمي يك جنين گوسفند تزريق خواهد شد.

پس از دو ماه با بدنيا آمدن بره ، اين موجود داراي ارگانهايي مثل قلب، كبد، ريه و مغزي است كه نيمه انساني بوده و مي‌توان از آنها براي پيوند به‌دهنده اوليه سلولهاي بنيادي استفاده كرد.

در حال حاضر بيش از هفت هزار بيمار در انگليس در انتظار پيوند عضو هستند و انتظار مي‌رود حدود دو سوم آنها قبل از اخذ پيوند فوت شوند.

نوشته شده توسط  در ساعت 9:36 | لینک  | 

منقار پرندگان به يك حسگر مغناطيسي براي جهت يابي مجهز است

تحقيقات جديد نشان مي‌دهد پرندگان احتمالا از حسگرهاي موجود در منقار خود براي جهت‌يابي در پروازهاي طولاني استفاده مي‌كنند.

به گزارش خبرگزاري رويترز، گروهي از دانشمندان آلماني موفق به شناسايي الگوهايي سه‌بعدي از كريستالهاي دي‌اكسيد آهن در پوسته منقار بالايي كبوترها شده‌اند كه احتمالا اين پرندگان از آن براي تعيين جهت ميدان مغناطيسي زمين استفاده مي‌كنند.

اين كشف جديد نشان مي‌دهد پرندگان مستقل از حركات و جهت پرواز خود، مي‌توانند جهت ميدان مغناطيسي زمين را شناسايي كرده و با استفاده از آن همانند قطب‌نما، موقعيت جغرافيايي خود را تعيين كنند. دانشمندان در گذشته همواره به دنبال پاسخ اين سوال بوده‌اند كه پرندگان چگونه در سفرهاي بسيار طولاني خود كه گاه طول آنها به هزاران كيلومتر مي‌رسد، از مسير اصلي خارج نشده و مقصد خود را گم نمي‌كنند.

به گفته "گرتا فلايشنر" سرپرست مطالعه و محقق دانشگاه "فرانكفورت"، اين احتمال وجود دارد كه كشف جديد در كبوترها براي تمامي پرندگان صدق كند و همه آنها با استفاده از قطب‌نماهاي زيستي خود جهت پروازشان را تعيين كنند. پيش از اين سلولهاي مشابه حاوي تركيبات آهن در برخي ديگر از پرندگان از جمله سينه‌سرخها و چكاوكها شناسايي شده بود.

گزارشي از كشف جديد در نشريه آلماني ‪ Naturwissenschaftenبه چاپ رسيده‌است.

نوشته شده توسط  در ساعت 9:34 | لینک  | 

توکسو پلاسموز :

 نوعی بیماری انگلی مشترک بین انسان و دام است که توسط تک یاخته ای بنام toxoplasma gondii ایجاد می شود این تک یاخته اساساً انگل گربه ها است ولی در بین سایر حیوانات و پرندگان سرتاسر دنیا نیز انتشار دارد . اواوسیت عفونت زای این انگل در روده میزبان اصلی گربه سانان تشکیل شده و حیوانات دیگر از جمله انسان بالغ این اواوسیت به بیماری مبتلا می گردند توکسوپلاسما گونده ای به سه فرم :1- تروفوزوئیت 2- کیست 3- اواوسیت وجود دارد

 تروفوزوئیت ها به تمام سلولهای پستانداران به استثنای گلبولهای قرمز بدون هسته هجوم می آورند و در هنگام مرحله حاد ومزمن بیماری توکسوپلاسموز در نسوج بدن یافت میشوند -کیستها در سلولهای نسوج میزبان تشکیل میشوند و در انتقال بیماری حائز اهمیت هستند زیرا ممکن است در نسوج بدن حیوانات مبتلا وجود داشته باشند و توسط گوشتخواران بلعیده شوند و از این راه بیماری توکسوپلاسموز به انسان و حیوانات گوشتخوار منتقل شود .اواوسیت ها فقط در بافت پوششی روده گربه سانان یافت میشوند و از طریق مدفوع به بیرون راه پیدا میکنند . اواوسیت های دفع شده ابتدا غیر هاگدار و غیر بیماریزا هستند . و طی یک تا پنج روز بسته به شرایط هاگدار و بیماریزا میشوند .

انسان به دو گونه به این بیماری مبتلا میشود:

1- بصورت اکتسابی :که در بالغین گاه هیچ گونه علامتی را ندارد و گاه به اشکال بسیار متنوع از یک تب خفیف گرفته تا درگیری اعصاب ،مغز ؛ریه ؛قلب و چشم و غیره متفاوت است.             2 - نوع مادر زادی است که مهمترین خطر آن سقط جنین یا زایمان زودرس است . منشا این عفونت معمولا آلودگی مادر در زمان بارداری است البته گاه آلودگی قبل از بارداری به عنوان منشا عفونت قلمداد میشود .عوارض حاصله متنوع بوده و از عفونت بدون نشانه تا اختلالات شدید چشمی و مغزی و نها یتاً سقط را شامل میشود.

راههای انتقال:

1 -  خوردن گوشت حاوی کیست بصورت نیم پخته یا گوشت خام (این تک یاخته تحت تاثیر نمک و حرارت درحین مراحل فرآیند تهیه و تولید گوشت قرمز مورد مصرف انسان از بین می رود)

2- مصرف شیر تازه بز:ابتلا، به این بیماری از طریق مصرف شیر خام بز گزارش شده است و بنابراین شیر بز بایستی قبل از مصرف پاستوریزه شود.

 3- مصرف تخم مرغ خام یا نیم پز :توکسوپلاسما با هدفهای مختلف از تخم های حاصل از مرغان فاقد علائم بالینی جدا شده است و به این دلیل تخم مرغهای خام یا نیم پز می توانند از منابع مهم آلودگی شدد انسان به توکسوپلاسموز باشد.

4- مصرف آب و غذای آلوده به مدفوع گربه: تماس مستقیم یا مصرف هر گونه مواد غذایی که با مدفوع گربه آلوده باشد ممکن است منجر به بلع اواوسیت ها در انسان شود انتقال اواوسیتها به مواد غذای ممکن است توسط حشرات هم انجام شود

. 5-انتقال از طریق جفت:وقتی مادران باردار در جریان حاملگی مبتلا به توکسوپلاسموز می شوند عوامل توکسوپلاسما به جنین منتقل میگردد. توکسوپلاسما گوندئی در نسوج جفت تکثیرحاصل نموده و سپس به نسوج جنین گسترش می یابد اگر چه عفونت انتقالی از طریق جفت در هر مرحله از دوران آبستنی انسان ممکن است اتفاق افتد ولی شدت آلودگی توکسوپلاسموز در مادران باردار به هنگام ابتلا، در نیمه اول آبستنی بیشتر خواهد بود چنانچه زنی بیش از شش ماه قبل از حاملگی مبتلاء به توکسوپلاسموز شده باشد نوزاد وی دچار عفونت نخواهد شد و نیز اگر آلودگی کمتر از شش ماه قبل از حاملگی کسب شده باشد خطر انتقال عفونت به جنین فوق العاده کم است. لازم به ذکر است که آلودگی های قبلی مادر در دوران جوانی نیز به عنوان منشا عفونت قلمداد میشود. عوارض از عفونت بدون علامت ، سقط های خود به خودی ، تولد جنین مرده یا نارس و یا تولد نوزاد آلوده تا اختلالات شدید چشمی و مغزی و نها یتاً سقط را شامل میشود .

پیشگیری و کنترل:  1-  دستها باید بطور کا ملا دقیق با آب و صابون پس از تماس با گوشت شسته شود 2- شیر آب دسمشویی ها ، چاقوها ؛ چرخ گوشت ها و سایروسایلی که با گوشت نپخته در ارتباط است بایستی با آب وصابون شستوشو داده شوند .زیرا مراحلی از سیر تکاملی انگل توکسوپلاسما گوندئی که در گوشت انجام می شود شرایطی را قراهم می آورد که به سادگی با آب و صابون از بین میروند .هر نوع گوشتی را با درجه حرارت حداقل 70درجه سانتیگراد پخته و سپس به مصرف رساند . زمان حاملگی بایستی از تماس با گربه ، خاک و گوشت خام پرهیز نمایید ظرف مدفوع گربه ها بایستی روزانه تخلیه شود و این کار با احتیات و دقت بایستی انجام شود و حتی المقدور توسط زنان باردار ین کار صورت نگیرد . در موقع باغبانی در حیاط یا باغچه بایستی افراد ا دستکش اسفاده کنند . زنان باردار باید از خطرات بیماری توکسو پلاسموز و نحوه انتقال آن به انسان آگاه باشند .اگر چه تماس با انگل برای هیچ گروهی توصیه نشده است ولی از نظر تئوریک تماس دختران قبل ار سن ازدواج میتواند با ایجاد ایمنی در آنان خطرات بالقوه بیماری را در دوران آبستنی منتفی سازد.

منبع : پرشین پت

نوشته شده توسط  در ساعت 9:27 | لینک  | 

رمزگشایی اولیه ژنوم پلاتی پوس

    

  دانشمندان ژنوم پلاتی پوس، یکی از عجیب ترین پستانداران را رمزگشایی کرده اند.

این حیوان که زیستگاه اصلی او استرالیا است، متعلق به یکی از شاخه های اولیه پستانداران است و مانند آنها پوشیده از مو است و شیر می دهد، با این حال مثل خزندگان تخم می گذارد.

محققان می گویند این ترکیب منحصر به فرد مشخصات ناهمگون در دی اِن اِی پلاتی پوس قابل مشاهده است.

سلسله ژنوم (نقشه ژنتیکی) این حیوان که در نشریه علمی "نیچر" چاپ شده سرنخ هایی در مورد چگونگی تکامل انسان و سایر پستانداران به دست می دهد.

پلاتی پوس (Ornithorhynchus anatinus) تازه ترین عضو گروه پستاندارانی است که ژنوم آنها رمزگشایی می شود. قبل از این ژنوم موش، گوسفند، اسب و سگ رمزگشایی شده بود.

اما این تنها عضو خانواده پستانداران تخم گذار است که نقشه ژنتیکی آنها ترسیم می شود.

دکتر کریس پانتینگ از دانشگاه آکسفورد در بریتانیا یکی از بیش از 100 پژوهشگری از آمریکا، بریتانیا و استرالیا است که در این مطالعه شرکت کردند.

وی گفت پلاتی پوس به خاطر مشخصه های غیرعادی اش برای این کار انتخاب شد.

پلاتی پوس آنقدر عجیب است که در قرن نوزدهم وقتی از استرالیا برای محققان اروپایی فرستاده شد، تقلبی فرض شد.

دکتر پانتینگ می‌گوید: "این حیوان ظاهری خیلی عجیب دارد، چرا که ترکیبی از منقار اردک، چشمان موش کور، با تخم هایی مانند تخم مارمولک و دم سگ آبی است."

دکتر پانتینگ گفت که توالی ژنوم این حیوان به دانشمندان امکان می دهد با بازگرداندن ساعت به عقب به این مساله پی ببرند که پستانداران اولیه چه شکلی بوده اند.

وی گفت: "دیدن ملغمه مشخصاتی که پلاتی پوس به نمایش می گذارد خارق العاده است؛ دیدن بازتاب این مشخصه ها در دی ان ای، در ژن های این موجود، که در 200 سال گذشته از زمان کشف برای دانشمندان و عموم یک معما بوده است."

دی ان ای مزبور از یک پلاتی پوس ماده که در استرالیا به دام افتاد و "گِلِنی" نامگذاری شد آمده است.

توالی به دست آمده سپس با رشته های دی ان ای حدود 100 پلاتی پوس دیگر در حیات وحش مقایسه شد.

دکتر مارک باتزر از دانشگاه ایالتی لوئیزیانا در شهر "بتان روژ" که در این مطالعه شرکت داشته است گفت که داده ها به تلاش های حفاظتی کمک خواهد کرد چرا که به دانشمندان اجازه می دهد درباره اندازه جمعیت، ساختار و عادات جفتگیری این حیوان تحقیق کنند.

وی گفت: "در مورد پلاتی پوس، ما چیزهای زیادی درباره یک موجود منحصر به فرد که در زمینه موقعیت آن از نظر خطر انقراض و بیولوژی محافظتی اهمیت دارد یافتیم."

وی افزود: "یک شگفتی بزرگ ماهیت مرکب ژنتیکی آن با مشخصه های پرندگان، خزندگان و پستانداران بود."

پلاتی پوس در ایالات غربی استرالیا به وفور یافت می شود. این موجود که در اطراف نهرها و رودها زیست می کند دارای چشمانی تیزبین است اما آن را فقط وقتی در خشکی یا روی آب است باز می کند.

این موجود در زیر آب به حس لامسه اش یا حس ویژه ای که به کمک آن پالس های ضعیف الکتریکی ساطع شده از صید را ردیابی می کند اتکا دارد.

نوشته شده توسط  در ساعت 9:20 | لینک  | 

ساختار عمومی مقاله

 

 


 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط  در ساعت 12:54 | لینک  | 

۳مطلب زیر از وبلاگ گیاهنامه به آدرس http://plantstudents.blogfa.com ( دانشجویان وفارغ التحصیلان علوم گیاهی دانشگاه تهران ) گرفته شده است.
نوشته شده توسط  در ساعت 10:53 | لینک  | 

ریشه ها چگونه راه خود را ازبین موانع موجود درخاک پیدا میکنند؟

How Roots Find A Route Around Obstacles In The Soil

A root growing vertically, with a root hair cell emerging horizontally. (Credit: John Innes Centre)

Mar. 3, 2008) — Scientists at the John Innes Centre in Norwich have discovered how roots find their way past obstacles to grow through soil. The discovery, described in the forthcoming edition of Science, also explains how germinating seedlings penetrate the soil without pushing themselves out as they burrow.

 

"The key is in the fuzzy coat of hairs on the roots of plants" says Professor Liam Dolan. "We have identified a growth control mechanism that enables these hairs to find their way and to elongate when their path is clear."

Root hairs explore the soil in much the same way as a person would feel their way in the dark. If they come across an obstacle, they feel their way around until they can continue growing in an opening. In the meantime, the plant is held in place as the hairs grip the soil.

This ability is governed by a self-reinforcing cycle. A protein at the tip of root hairs called RHD2 produces free radicals that stimulate the uptake of calcium from the soil. Calcium then stimulates the activity of RHD2, producing more free radicals and further uptake of calcium. When an obstacle blocks the hair's path, the cycle is broken and growth starts in another location and direction.

"This remarkable system gives plants the flexibility to explore a complex environment and to colonise even the most unpromising soils," says Professor Dolan.

"It also explains how seedlings are able to grow so quickly once they have established."

In nutrient poor soils such as in parts of Australia and sub-Saharan Africa, plants have adapted by producing more root hairs. A better understanding of this adaptation will allow the development of crops able to grow in inhospitable environments.

This research was funded by the BBSRC, a Marie Curie International Incoming Fellowship and MEXT of Japan.

 
Adapted from materials provided by Norwich BioScience Institutes, via EurekAlert!, a service of AAAS
نوشته شده توسط  در ساعت 10:50 | لینک  | 

جهت یابی به کمک تنه درختان

جهت یابی به کمک تنه درختان

 بله به کمک تنه درختان می توان جهت شمال و جنوب را تشخیص داد. البته  منظور تنه درختی است که بریده شده  و هنوز در خاک است. و گرنه با چرخش و جابه جایی دیگر این روش امکان پذیر نیست

اگر مقطع درخت بريده‌شده‌اى را نگاه کنيد، تعدادى دواير هم مرکز را مشاهده خواهيد کرد. که هر يک از آنها نشان يکسال عمر درخت ميباشد. درختى که بطور دائم آفتاب به تنه‌اش بتابد، دايره‌هاى نشاندهنده عمر آن درخت در يک سمت به هم نزديکتر شده و در سمت ديگر از هم دور خواهند بود. سمتى که دوايرش از هم دورتر هستند، سمت جنوب است (بعلت تابش زياد آفتاب و رشد بيشتر آن) و سمتى که دوايرش بهم نزديکتر‌ند‌، سمت شمال ميباشد. لازم به ياد‌آورى است که در نيمکره جنوبى سمت‌ها عکس اين وضعيت خواهد بود.
 جهت یابی به کمک تنه درختان

باید توجه کرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی‌ را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی‌ برعکس است.
 منبع:http://www.irandeserts.com/153.htm

 

نوشته شده توسط  در ساعت 10:46 | لینک  | 

«ترین» های گیاهی

به نظر بسیاری از جامعه شناسان و روانشناسان «رقابت کردن» و «حس برتری جویی» در انسان، یکی از عواملی بوده که در طول تاریخ سبب ایجاد خلاقیت و فکر کردن انسان برای دسترسی به خواسته های خود شده و به مرور زمان با جدی تر شدن زندگی های اجتماعی، این رقابت ها نیز اشکال متنوعی به خود گرفت. قدیمی ترین زمانی که انسان در شکل اجتماعی به ثبت رکورد برای کارهایش پرداخته و کسی که صاحب رکورد بالاتر بوده به شان و جایگاه خاصی رسیده به المپیک های یونان باستان بازمی گردد. در دنیای امروز نیز علاوه بر اینکه از اهمیت مسئله رکورد زدن کم نشده، بلکه انسان ها با گسترش دادن ابداع فردی به نام «گینس»، چند سالی است که به شکل کاملا جدی و با قوانینی خاص و چه بسا سخت، تمام «ترین»های دنیا را در همه حوزه ها، چه انسانی و چه غیرانسانی و… در کتابی به نام کتاب ترین های گینس به ثبت می رسانند. امروز در این مطلب قصد داریم تا شما را ترین های طبیعت آشنا کنیم و مطمئن هستیم که دانستن آنها خالی از فایده نخواهد بود، هر چند که به قولی این چیزها نون و آب نمی شه ولی حداقل خالی از لطف نیست.

▪ بلند ترین درخت:
بلندترین درخت در سال ۱۸۷۲میلادی در استرالیا کشف شد که از نوع «اکالیپتوس» بود و ارتفاع آن به ۱۵۲متر می رسید. ولی فعلا درختی که از نوع «سکویاو» در کالیفرنیا بزرگ ترین درخت محسوب می شود که بالغ بر ۱۲متر ارتفاع دارد و این نوع درخت گاهی تا ۱۴۰متر درازا پیدا می کند.

▪ سالخورده ترین درخت:
سالخورده ترین درخت در دنیا صنوبری به ارتفاع ۳۲۷۵ متر در «نوادا» است. بنابر پژوهش هایی که در سال ۱۹۶۴میلادی انجام شده این درخت ۴۹۰۰ سال سن دارد.

▪ قطور ترین درخت:
قطور ترین درخت جهان «سکویای» کالیفرنیا معروف به «ژنرال شرمن» به ارتفاع ۸۳ متر و قطر ۸/۸۳متر و وزن آن ۲۵۰۰تن است. عمر این درخت به ۴۰۰۰سال می رسد و قطور ترین شئی زنده برروی زمین است. از چوب آن می توان ۴۰ خانه هر یک مرکب از ۱۵ اتاق ساخت.

▪ کند ترین رشد در درختان:
گرچه رشد درختان اغلب بستگی به شرایط گوناگون رشد دارد، معهذا برخی از درختان مانند شمشاد و درخت سرخدار معمولا رشد کندی دارند. دکتر «چارلز پیترز» بین سال های ۱۹۸۱ و ۱۹۸۴میلادی در مکزیک درختی را زیر نظر گرفت. تحقیقات او نشان داد که میزان رشد این گیاه ۰/۷۶میلیمتر در سال است و اینکه یک نمونه ۱۲۰ساله این درخت فقط ۹/۹ سانتیمتر ارتفاع داشت.

▪ اولین گونه درخت:
اولین گونه درختی که هنوز باقی مانده درخت «جینکو» یا «چهل سکه» یا «شجره المعبد» بومی منطقه ژزیانگ در چین است این گیاه که اولین بار در دوره ژوراسیک رشد کرده در سال ۱۶۹۰میلادی توسط «کمفر» هلندی کشف و در سال ۱۷۵۴میلادی به انگلستان برده شد. البته این گیاه از سال ۱۱۰۰میلادی در ژاپن میروئیده است.

▪ سنگین ترین و سبک ترین چوب:
سنگین ترین چوب متعلق به درختی است به نام درخت «آهن سیاه» که به درخت آهن آفریقایی جنوبی نیز شهرت دارد. وزن مخصوص چوب آن ۴۹/۱ می باشد و وزن هر متر مکعب آن ۱۴۹۰ کیلوگرم است. سبک ترین چوب «هیسپیدا» می باشد که در کوبا یافت می شود. وزن مخصوص آن معادل ۰/۰۴۴ و وزن هر متر مکعب آن ۴۴ کیلوگرم است.

▪ عمیق ترین و انبوه ترین ریشه ها:
بیشترین عمقی که ریشه یک گیاه توانسته در زمین نفوذ کند ۱۲۰متر است. ریشه یک درخت انجیر وحشی در نواحی غارهای «اکو» در شرق منطقه «ترانسوال» تا این عمق فرورفته است. «چاودار زمستانه» رکورد فشرده ترین ریشه ها را به خود اختصاص داده است. این گیاه می تواند ۸/۶۲۲ کیلومتر ریشه را در ۰/۰۵۱مترمکعب خاک تولید کند.

▪ کوچک ترین گیاه گل دار و میوه دار:
کوچک ترین گیاه گل دار موسوم به «علف اردک» در آب های قاره استرالیا به صورت شناور یافت می شود. طولش ۰/۶میلیمتر و پهنای آن ۰/۳۳میلیمتر است. میوه آن شبیه انجیر است و ۰/۰۰۰۷گرم وزن دارد.

▪ سریع ترین رشد:
نوعی زنبق بومی جزایر «سیلی» در انگلستان سریع ترین رشد را در میان گیاهان دارد. این گیاه ظرف ۱۴ روز ۶۵/۳ متر رشد کرده است.

▪ کندترین رشد:
نوعی گیاه نادر بومی کشور بولیوی دارای کند ترین رشد است این گیاه اولین بار در سال ۱۸۷۰میلادی در ارتفاعات ایت کشور دیده شد. سنبله آن بین ۸۰ تا ۱۵۰ سال پس از کاشت ظاهر می شود.

▪ بزرگ ترین کاکتوس:
نوعی کاکتوس به نام «ساگوآرو» که در ایالت «آریزونا» در جنوب شرقی ایالت کالیفرنیا و در منطقه «سونوران می روید بزرگ ترین کاکتوس جهان محسوب می شود. ارتفاع آن ۱۶متر است. یک نمونه بیش از حد رشد کرده این کاکتوس که در آوریل ۱۹۷۸ میلادی در آریزونا اندازه گیری شد، ۲۴ متر ارتفاع داشت. این کاکتوس در ژوئیه ۱۹۸۶ میلادی در اثر یک طوفان باد از جا کنده شد و در آن زمان ۱۵۰سال عمر کرده بود.

▪ بزرگ ترین شکوفه ها:
گل زنبق رنگارنگ که به صورت انگلی زندگی می کند و بوی زننده ای نیز دارد. در بین گل ها دارای بزرگ ترین شکوفه می باشد. اندازه این شکوفه ها ۹۱سانتیمتر و ضخامت آن ها ۹/۱سانتیمتر و وزنشان ۷کیلوگرم است.

▪ بزرگ ترین گیاه گلدار:
نوعی گیاه موسوم به «ویستریا»، یا «غول پیکر چینی» که در ایالت کالیفرنیا نگهداری می شود بزرگ ترین گیاه گل دهنده، محسوب می شود این گیاه که در سال ۱۸۹۲میلادی کاشته شد و هم اینک دارای شاخه هایی به طول ۱۵۲میلیمتر است. «ویستریا» در دوره ۵هفته ای گل دادن خود ۱۵۰۰۰۰۰شکوفه می دهد.

▪ سنگین ترین قارچ خوراکی:
در ۱۵ اکتبر ۱۹۹۰ میلادی، شخصی به نام «جیووانی پابا» ساکن شهر «بروراستون» در جنگل «نیوفارست» در انگلستان قارچی خوراکی از تیره «لائتیپوروس سولفوروس» یافت که ۴/۴۵کیلوگرم وزن داشت. این بالاترین رکورد وزن قارچ های خوراکی محسوب می گردد.

▪ کم کالری ترین و پرکالری ترین میوه:
«خیار» از جمله کم کالری ترین میوه ها است و در هر ۱۰۰گرم آن فقط ۱۶ کالری موجود می باشد. «آوکادو» با ۱۶۳کالری در هر ۱۰۰گرم پرکالری ترین و مغذی ترین میوه ها است.

▪ تندترین ادویه:
تندترین ادویه از «هابانرول» که گیاهی از جنس کاپسیکوم بومی مکزیک و مناطق حوزه دریای کاراییب است تهیه می شود. یک گرم از این ادویه برای ۲۰۰ کیلوگرم سس فلفل کافی است.

منبع:http://www.cfoon.net/1387/03/18/cfoon:736.html به نقل از روزنامه ابتکار

نوشته شده توسط  در ساعت 10:44 | لینک  | 

چرا همه افراد زیبا نیستند؟


 پرندگان یکی از مسائلی که همواره خار چشم زیست شناسان بوده، این است که با وجود اینکه جنس ماده برای تولید مثل همواره به سوی جذابترین نر جلب میشود، چگونه باز هم هر موجود با هم نوع خود تا این حد متفاوت است، در حالی که باید تا کنون جذابترین ژنها در میان کل جمعیت گونه های جانوری پخش شده و کل افراد آن زیبا شده باشند. 
 
یک تحقیق جدید توضیح می دهد که چرا همه ما انسانها با خصوصیات چهره و بدن ستاره های سینما به دنیا نمی آییم.
یکی از مسائلی که همواره خار چشم زیست شناسان بوده، این است که با وجود اینکه جنس ماده برای تولید مثل همواره به سوی جذابترین نر جلب میشود، چگونه باز هم هر موجود با هم نوع خود تا این حد متفاوت است، در حالی که باید تا کنون جذابترین ژنها در میان کل جمعیت گونه های جانوری پخش شده و کل افراد آن زیبا شده باشند.
به گفته ماریون پتری (Marion Petrie) سرپرست تیم تحقیقاتی دانشگاه نیوکاسل " در زمینه زیست شناسی تکاملی، این امر یکی از مشکلات اساسی است"
● معمای رفتار نرها در انتخاب جفت
در بعضی گونه های جانوری، ماده ها برای جفتگیری به انتخاب جذابترین نرها میپردازند. برای مثال طاووسهای ماده، طاووس نری را انتخاب میکنند که پرهای دمش از دیگران بلندتر باشد. به عبارتی این طاووس با دم زیبا و درخشان، "جرج کلونی" طاووسها به شمار می آید.
ویژگیهای ممتاز ظاهری معمولا نشانه سلامت و شایستگی ژنتیکی در مواردی چون مقاومت در برابر بیماریها و قویتر بودن نیز هستند، و از جمله خصوصیاتی به شمار میروند که نسل بعدی آن را به ارث خواهند برد. بر اساس این شیوه انتخاب جفت، اگر ماده ها تنها با جذابترین نر جفت گیری کنند، پس کم کم نرهای نازیبا باید از رده زیستی خارج شده و تمام آنها باید پس از مدتی به یک اندازه زیبا شده باشند. اما واضح است که ماجرا چنین نیست، زیرا همواره در ازای هر ستاره سینمای خوش سیما در عالم جانوران و پرندگان، یک نر معمولی نه چندان متناسب و بد قیافه یز وجود دارد.
به این ترتیب این معمای انتخاب جفت، به مدت چند دهه دانشمندان زیست شناسی تکاملی را درگیر نموده است. به گفته پتری:"اگر ما درافراد یک گونه جاندار، هیچ تمایز، تفاوت و اختلافی نداشته باشیم، اصولا درآن گونه تکاملی رخ نخواهد داد".
اکنون گروهی از دانشمندان بریتانیایی به پاسخی دست یافته اند که شاید جوابگوی معمای وجود افراد معمولی و حتی نازیبا باشد: "جعبه ابزار DNA"
● جعبه ابزار DNA
جعبه ابزار DNA سلول، واقعا یک جعبه ابزار نیست بلکه مجموعه ای از فرایندهای ملکولی است که به طور عادی و دائمی به ترمیم صدمات وارده بر DNA که در شرایط عادی و بر اثر جهشهای ژنی ایجاد میشوند، میپردازد. جهش ژنی میتواند مضر بوده و موجب از بین رفتن بافتها، مشکل در عملکرد اعضا یا بروز سرطان شود. بعضی جهشهای ژنی نیز مفید هستند که از جمله این موارد میتوان به جهش در بخشی از ژن که مسئول مقابله با بیماریهاست اشاره کرد. چنین جهشی میتواند مقاومت بدن جاندار را در برابر باکتریها و ویروسها افزایش دهد.
بعضی از جهشهای ژنی بر روند ترمیم صدمات وارده بر DNA اثر میگذارند و آنرا کم اثر کرده و با توجه به اینکه این صدمه بر دستگاه ترمیم کننده، خود ترمیم نشده باقی میماند، جهشهای ژنی متعددی پیش آمده و به حال خود رها میشوند.
به گفته پتری :"شخص میتواند جهشهای ژنی خود را افزایش داده یا از آن بکاهد." افزایش میزان جهش ژنی موجب پیدایش گوناگونی بیشتر در جمعیت میشود. پتری با استفاده از یک مدل کامپیوتری متوجه شد که تنوع ژنتیک حاصل از جهش ژنی که بر ترمیم DNA تاثیر دارد، بسیار بزرگتر از آن است که کاهش تنوع حاصل از انتخاب جفت بتواند بر آن تاثیر بگذارد.
پتری در تعدادی از کارهای اولیه خود نشان داده بود مردانی که از نظر ژنتیکی در مواردی چون مقاومت در برابر بیماریها با دیگران تفاوت دارند، بیش از مردان دیگر به چشم زنان جذاب هستند. به همین دلیل این مردان با نر جهش ژنتیکی بیشتر، بیش از همجنسان خود شانس انتخاب شدن داشته و احتمال منتقل کردن ژنهای سطح بالای آنها به نسل بعد افزایش میابد.
اما فراموش نکنیم که همین مردان مستعد جهش ژنی بیشتر نیز هستند و ژنهای "مرغوب" آنها به تدریج متفاوت از آنچه امروز هست خواهند شد. این استعداد در جهش ژنی، همراه با جذابیت ظاهری و بدن مقاوم به نسل بعد منتقل میشود و خدا میداند که نسل بعدی از چه جهاتی دچار جهش ژنتیکی شده و نسل سوم این مرد جذاب، چه ظاهری خواهد داشت. در نتیجه، طاووسهای نر همچنان دمهای متفاوتی دارند و عده ای از ما انسانها، با وجود داشتن پدر بزرگی بسیار جذاب، هرگز نمیتوانیم به مدل شدن فکر کنیم.

   منابع :

 -  livescience.com 
   - سایت فریا

نوشته شده توسط  در ساعت 10:22 | لینک  | 

موجودات زیراکسی (شبیه سازی یا همان کلونینگ)

دوقلوها پدیده ای بسیار عادی، ولی پیچیده در طبیعت هستند؛ دو نفر دقیقا شبیه به هم که به راحتی از سوی جامعه پذیرفته می شوند. حالا تصور کنید به جای دو نفر، ۲ هزار نفر آدم شبیه به هم در یک جامعه وجود داشته باشند، آن موقع چطور این تعداد انسان مشابه را تحمل می کنید. علم شبیه سازی، علمی است که ظرفیت چنین کاری را دارد و اگر صاحبان قدرت از آن در راستای اهداف بعید استفاده کنند، می توانند روزی ۱۰ هزار نسخه از یک نفر را تولید کرده و آنها را از یک تا ۱۰هزار نامگذاری کنند. فاجعه است، اما دست یافتنی، از این رو آشنایی با شبیه سازی چندان هم بی مورد به نظر نمی رسد.
شبیه سازی یا همان کلونینگ، بزرگ ترین اتفاق علمی دهه ۹۰ میلادی به شمار می رود که به لطف فیلم ژوراسیک پارک با اقبال عمومی هم مواجه شد. پس از آن، انتظارات مردم از این شاخه علم ژنتیک بی هیچ پشتوانه ای بدون دلیل بالا رفت. مردم دیدند که در فیلم ژوراسیک پارک، دانشمندان با استفاده از Dna مگس هایی که میلیون ها سال پیش دایناسورها را نیش زده بودند، دوباره دایناسورها را شبیه سازی کردند. این سوژه سینمایی باوری را برای مردم به وجود آورد که حالا که دایناسورهای میلیون ها سال پیش، از طریق Dna حشرات بازسازی شده اند، بازسازی حیوانات و سازه های زیستی که مثلا ۳۰ سال پیش منقرض شده اند، مثل آب خوردن است. دالی گوسفنده ، گوسفند شبیه سازی هم مزید بر علت شد تا مردم یکباره از دانشمندان ژنتیک بخواهند یک انسان شبیه سازی شده از کلاه جادوگری شان بیرون آورند، اما اکران ژوراسیک پارک، آغاز تاریخ شبیه سازی به شمار نمی رود. آغاز داستان شبیه سازی به اوایل قرن بیستم بازمی گردد؛ جایی که آدولف ادوارد دریش، تخم یک جانور دریایی را به دو تکه جداگانه تقسیم کرد و آنها را جداگانه رشد داد. در آن زمان خود آدولف هم نمی دانست که این عمل او پایه گذار علم شبیه سازی است. پس از او اتفاقات بسیار زیاد و مهمی در این زمینه اتفاق افتاد که مهمترین آنها که باعث ایجاد جهش بزرگی در شبیه سازی شد، شبیه سازی دالی گوسفنده در اسکاتلند بود.
● شبیه سازی چیست؟
شبیه سازی به بیان مختصر، خلق یک ارگان زیستی است که دقیقا کپی ژنتیک ارگان دیگری باشد. این بدان معناست که کوچکترین ساختارهای ژنتیک دو ارگان باید دقیقا مشابه هم باشند. برای این منظور در حال حاضر دو روش درجهان وجود دارد:
۱) جفت سازی مصنوعی جنینی: این روش از لحاظ فنی در سطح پایینی قرار دارد. همان طور که از اسم آن برمی آید، این فن آوری در واقع تقلیدی از روش طبیعی تولید جفت های شناسایی است. این کار در طبیعت در سلول تخم اتفاق می افتد و در نهایت دو ساختار زیستی که از لحاظ ساختار ژنتیک کاملا مشابه هستند، پدید می آید. جفت سازی مصنوعی جنینی هم درواقع انجام همین کار در بیرون از بدن مادر و در آزمایشگاه است.
۲) انتقال هسته سلول: انتقال هسته سلول، شیوه متفاوتی نسبت به جفت سازی مصنوعی جنینی است، اما با این حال نتیجه هم در این روش یکی است؛ کلون یا کپی ژنتیک دقیق از یک سلول. این روش همان روشی است که با آن دالی گوسفنده خلق شد. روش خلق دالی به این صورت بود: دانشمندان ابتدا یک سلول از یک گوسفند ماده را ایزوله کردند. سپس هسته آن را به سلولی که هسته آن قبلا از آن جدا شده بود، منتقل کردند. پس از انجام یکسری واکنش شیمیایی، این هسته توسط سلول پذیرفته شد و بعدا مراحل طبیعی تولید جنین در آن آغاز شد. خلق دالی در علم ژنتیک نقطه عطفی به شمار می رود، چون دالی اولین پستانداری به شمار می رود که بیرون از شکم مادر مراحل رشد جنینی را سپری کرده است. چرا شبیه سازی می کنیم؟ از چند سال پیش دانشمندان با پشتوانه محکم علمی اعلام می کنند ما در آینده هرچیز را که بخواهیم شبیه سازی می کنیم، از قورباغه گرفته تا میمون و از میمون گرفته احتمالا انسان در آینده ای نه چندان نزدیک، اما سئوال مهم آن است که اصلا چرا باید انسان شبیه سازی کند؟ جواب های غیرعلمی در این مورد بسیار زیاد است، اما دانشمندان چند دلیل برای آن اعلام می کنند که در اینجا مختصرا به آنها اشاره می کنیم.
۱) شبیه سازی مدل های حیوانی برای مطالعه بیماری ها: بیشتر چیزهایی که دانشمندان در مورد بیماری های انسانی می دانند حاصل نتایج تحقیقات آنها روی حیوانات آزمایشگاهی مثل موش هاست. در حیوانات آزمایشگاهی پیشرفته، ساختار ژنتیک حیوان موردنظر به گونه ای دستکاری می شود که بیماری خاص موردنظر دانشمندان در هر مرحله ای که آنها بخواهند، در بدن حیوان ایجاد شود تا محققان به راحتی روی آنها تحقیق کنند.
۲) شبیه سازی سلول های بنیادی: سلول های بنیادی، اجزایی هستند که مسئولیت رشد و نمو انسان در طول زندگی برعهده آنهاست؛ به همین خاطر به صورت گسترده در درمان بیماری های پیشرفته مورد استفاده قرار می گیرند. دانشمندان ژنتیک هم با دستکاری آنها، گام بلندی در درمان بیماری های خاص برداشته اند.
۳) شبیه سازی دارویی غذایی: در حال حاضر بسیاری از مواد کشاورزی و حیوانات مزرعه ای به کمک شبیه سازی ژنتیک طوری رشد می یابند که پروتئین ها، ویتامین ها و دیگر نیازهای غذایی انسان را در خود داشته باشند و همچنین مواد مضر برای بدن انسان از آنها حذف شود. ۴ کمک به گونه های در حال انقراض: در تئوری، نه تنها می توان این گونه ها را از خطر انقراض نجات داد که حتی می توان گونه هایی را که اخیرا منقرض شده اند، بازآفرینی کرد، اما در عمل این امر بسیار غیرممکن به نظر می رسد. برای این منظور دانشمندان باید به یک منبع بدون نقص از Dna گونه موردنظر دسترسی داشته باشند که اولا این میزان Dna به نظر دست نیافتنی می رسد و تازه اگر هم در دسترس باشد، امید قطعی به حصول نتیجه از آن نمی رود.۵ شبیه سازی انسان: شبیه سازی انسان بیشتر توسط مورد بحث واقع می شود، اما دانشمندان هم چندان آن را غیرمنطقی و دست نیافتنی نمی دانند. از منظر علمی دو دلیل عمده برای این کار عنوان می شود؛ کمک به رفع ناباروری زوجین و بازآفرینی فرزندانی که به هر دلیل از دست رفته اند. البته هنوز برای قضاوت در مورد حصول نتیجه از شبیه سازی انسانی بسیار زود است. خطرات شبیه سازی خطرات شبیه سازی بسیار زیاد هستند. اولین مورد، تهدید ساختار اخلاقی جوامع بشری است که در جوامع مختلف مخالفت های اخلاقی بسیار زیادی را در پی داشته است، علاوه بر آنکه بیشتر به علوم انسانی مربوط می شود تا علوم ژنتیک، از منظر علمی هم ایرادات زیادی برای این مسئله وارد است. درصد پایین موفقیت یکی از آنهاست، به گونه ای که تا به حال در تمامی موارد شبیه سازی، درصد موفقیت بین یک دهم تا ۳ درصد بوده است؛ یعنی از هر یکهزار شبیه سازی، یک تا ۳۰ مورد موفقیت آمیز بوده اند. از ایرادات وارده دیگر، عواقب بعدی آن است. حیوانات شبیه سازی شده غالبا غیرطبیعی هستند (مثلا ارگان های بزرگتری نسبت به نمونه های طبیعی دارند) و سریعا می میرند. مشکل دیگر الگوی پخش غیرمعمول ژنتیک است که باعث تغییر رفتار ژنتیک حیوان یا گونه شبیه سازی شده و عملا کارایی آن را به صفر می رساند.باید توجه کرد همه چیزهایی که در مورد شبیه سازی گفته شد، در مورد علمی است که به رغم تاریخ نسبتا طولانی، هنوز از ظرفیت های بالای خود استفاده خاصی نبرده است و شاید در آینده جامعه ای بدوی و رشد نیافته باشد که در آن شبیه سازی به صورت روزمره انجام نمی شود.
علم یا جادو شبیه سازی پیش از آنکه توسط دانشمندان ژنتیک مورد بحث قرار گیرد، در رسانه به صورت مقطعی تبدیل به سوژه می شود. اینکه چرا این شاخه پیچیده دانش بشری با چنین اقبالی مواجه شده است جای بحث زیادی دارد. مسئله مهم در اینجا این است که دانش بسیار پیشرفته تر از باور عمومی رشد کرده است، اما دانشمندان جادوگر نیستند که هرآنچه که مردم می خواهند با یک تردستی انجام دهند. به بیان ساده تر علم پیشرفته است، اما نه تا آن حد که فیلم های تخیلی نشان می دهند

منبع :

شبكه اطلاع رساني انديمشك

نوشته شده توسط  در ساعت 10:18 | لینک  |